فلسفه تکنولوژي از نگاه مارتين هايدگر

September 1, 2006 03:40 by Behrooz

مشغول مطالعه کتابي هستم به نام فلسفه تکنولوژي (ترجمه شاپور اعتماد - چاپ نشر مرکز) که چند مقاله مهم از مارتين هايدگر، فيلسوف معروف قرن حاضر و چند انديشمند ديگر از جمله کارل مارکس در زمينه فلسفه فناوري دارد. اين روزها بازهم به مطالعه در زمينه مباني فلسفي اينترنت و فناوري اطلاعات و پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي آن روي آورده‌ام. اين کتاب را يکي از دوستان انديشمندم در ماهنامه شبکه، آقاي ويسي پيشنهاد کرد.

در زمينه فلسفه علم و تکنولوژي چند جريان فکري پررنگ‌تر از ساير نظريات و تئوري‌هايي که مطرح شده هستند. آخرين آنها ديدگاه هايدگر است که علي رغم همه تلاش مدافعان انديشه او براي ترسيم چهره‌اي بي‌طرف از هايدگر، بيشتر يک نگاه انتقادي به مساله تکنولوژي به نظر مي‌رسد. ديدگاه مارکس نيز يکي ديگر از نظريات کلاسيک و مهم در اين زمينه است که وجهه انتقادي آن پررنگ‌تر است. افکار پوپر و پيروان او نيز - هرچند بيشتر در زمينه فلسفه علم و عقلانيت - در زمره ديدگاه‌هاي مثبت پيرامون علم و فناوري به شمار مي‌رود.

مقاله هايدگر متن دشواري دارد. اصولا گفتار او بسيار صقيل است و براي فهم انديشه او بايد از تفاسير ديگر انديشمنداني که با زبان و بيان او آشنا هستند استفاده کرد. به همين دليل اين کتاب که مجموعه‌اي گردآوري شده از صاحبنظران مختلف است، شامل يکي دو مقاله‌ي تفسيري براي فهم گفتار هايدگر است که اگرچه خود اين مقالات هم سنگين هستند ولي درکشان از مقاله هايدگر آسان‌تر است.

من خودم يک سري مطالب را مستقيما از مقاله خود هايدگر برداشت کردم ولي با خواندن مقاله دن آيدي توانستم منظور هايدگر را تا حدود زيادي درک کنم. من البته با زبان رايج در علم فلسفه خيلي آشنا نيستم. شايد شيوه گفتار هايدگر در مجموع چيز غريبي در اين وادي نباشد ولي به نظر من اينهمه پيچيدگي براي بيان مفاهيمي که او قصد انتقال آن را دارد، اگر غير ضروري نباشد، حتما به منظور راضي کردن فلاسفه و ديگر انديشمنداني است که هميشه و همه جا به محض روبرو شدن با يک انديشه نو و جريان ساز، به جاي تامل بر روي محور کلام، سعي مي‌کنند با ايراد گيري‌هاي بي مزه از ساختار کلامي، واژگان به‌کار رفته و سيستم استنتاجي نظريه‌ پرداز، او را در پيچ و خم اين استنتاج‌ها گير بيندازند.

کلام هايدگر در زمينه فلسفه تکنولوژي را مي‌توان در چند عبارت ساده و روشن خلاصه کرد:
1- تکنولوژي صرفا يک ابزار نيست، بلکه نوعي نگاه به دنياي اطراف ماست.
2- اگرچه اين نظريه که تکنولوژي يک ابزار است صحيح مي‌نمايد، اما لزوما هر چيز صحيحي برابر با حقيقت نيست.
3- تکنولوژي گونه‌اي انکشاف است. نوعي کشف، برداشت و درک از طبيعت و جهان اطراف ما.
4- هايدگر تکنولوژي را به صورت يک پديده مورد مطالعه قرار داده و از نگاه پديدارشناسي، آن را يک "قالب‌بندي" يا به قول خودش يک "گشتل" مي‌نامد.
5- انکشاف حاکم در تکنولوژي جديد نوعي "تعرض" است. تعرضي که طبيعت را در برابر خواستي نامعقول قرار مي‌دهد و آن اين که طبيعت تامين کننده انرژي باشد تا اين انرژي را از اين حيث که انرژي است، بتوان استخراج و ذخيره کرد.

جان کلام هايدگر در همين معناي آخر خلاصه مي‌شود. به نظر او ديدگاه انسان معاصر که طبيعت و دنياي پيرامونش را همچون منابع انرژي مي‌بيند متفاوت از ديدگاه‌هاي قديمي است که مثلا طبيعت را مادر زندگي و چيره بر سرنوشت او مي‌داند. در حقيقت هايدگر مي‌خواهد بگويد انسان جديد برخلاف انسان قديم تسليم طبيعت نيست بلکه مي‌خواهد او را به زير سلطه و کنترل خود بکشد و مهارش کند. از اين رو برخي از انديشمندان و فلاسفه معتقدند هايدگر با اين نظريه خود، اهميت تکنولوژي را به وسط علم فلسفه پرتاب کرده و آن را به موضوعي کليدي براي اين علم بدل ساخته است.

اگر بخواهم انديشه هايدگر را به سبک خودم خلاصه کنم، مي‌توانم بگويم هايدگر يکي از مشخصه‌هاي تکنولوژي - يعني قابليت و قدرت آن در مهار کردن طبيعت و کنترل منابع انرژي - را بسيار پررنگ‌تر از ساير مشخصه‌هاي آن ديده است تا آنجا که اين مشخصه را نه تنها بنياد و فلسفه تکنولوژي بلکه بنياد و منشا علم جديد مي‌نامد. حرف او در وادي فلسفه بسيار جديد، بديع و روشنگرانه است ولي به نظر من در حوزه علوم مهندسي چيز تازه‌اي نيست زيرا خود فناوران و کارشناسان تکنولوژي قبلا با اختصاص دادن سرفصل مهمي به نام "مهندسي کنترل" بر وجود چنين ديدگاهي در حوزه علم و تکنولوژي صحه گذاشته بودند و اتفاقا به داشتن چنين علم و هنري خيلي هم مي‌نازند. بنابراين اگر خودتان را در زمره مخالفان و منتقدان نظريه هايدگر قراردهيد شايد چنين تصور کنيد که او مي‌خواهد از نگاه فلسفي، علم مهندسي کنترل را که يکي از ستون‌هاي اصلي علم و فناوري در عصر حاضر است، زير سوال ببرد و آن را عملي غير عقلاني يا غير منصفانه و شايد غير اخلاقي قلمداد کند. ولي هايدگر به صراحت چنين چيزي را نمي‌گويد. او اگرچه بذر چنين انديشه‌اي را در ذهن انسان معاصر مي‌کارد ولي زيرکانه از برداشت مستقيم از چنين تفکري مي‌گريزد و علي الظاهر خود را بيطرف و ژرف نگر نشان مي‌دهد.

من خودم شخصا چنين ديدگاه انتقادي نسبت به او پيدا نکرده‌ام - لااقل تا به اينجاي کار- چيزي که براي من به صورت سوال درآمده است اينست که نظريه او تا چه اندازه به ساير مشخصه‌هاي کليدي تکنولوژي اشراف دارد. آيا مي‌توان با گشتل و قالب‌بندي او و اين نظر که تکنولوژي يعني کنترل و مهار منابع انرژي و بهره‌کشي از آن، ساير مشخصه‌هاي کليدي تکنولوژي را نيز تفسير کرد يا نه. اگر بتوان، آن وقت من در گروه طرفداران انديشه هايدگر خواهم بود ولي اگر به اين نتيجه برسم که او صرفا ساير مشخصه‌هاي کليدي تکنولوژي را کم رنگ ديده است شايد به ترديد بيفتم. و البته اين سوال برايم بوجود آمده که براستي ساير مشخصه‌هاي اصلي تکنولوژي کدامند؟


اولین امتياز دهنده به این مطلب باشید

  • Currently 0/5 Stars.
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Tags:
Categories: General
Actions: E-mail | Permalink | نظرات (0) | Comment RSSRSS comment feed

مطالب مرتبط

افزودن نظر


 

  Country flag

[b][/b] - [i][/i] - [u][/u]- [quote][/quote]



پیش نمایش زنده

May 16. 2008 11:24