((روزنامه «جامجم»، ارگان صداوسيما، ويژهنامه كامپيوتر يكشنبه خود را اختصاص به تبليغ براي يك شبكه اينترنتي مشكوك داده است)) اين آغاز مقاله اي است كه سايت اينترنتي بازتاب تحت عنوان (([a href=http://www.baztab.com/index.asp?ID=17816]گزارش شبكه آمريكايي خروج اطلاعات نخبگان از ايران[/a])) منتشر كرده است.
در بخشي از اين مقاله آمده است : ((اين در حالي است كه پس از 11 سپتامبر، دستگاههاي امنتي آمريكا درصددند تا اطلاعات كاملي از ارتباطات اينترنتي شهروندان آمريكا و ديگر كشورها به دست آورند. از جمله سازمان «اف.بي.آي» طرحي را تحت عنوان Carnivor به مرحله اجرا گذاشته است. بر اساس اين طرح، كليه ISPهاي موجود در آمريكا، موظفند از تمامي اطلاعات ردوبدل شده از طريق آنها در جعبههاي سياه، backup تهيه نمايند و اين در شرايطي است كه بخش اعظم ترافيك خطوط اينترنتي دنيا، از اين ISPها عبور ميكند.))
بازتاب اضافه مي كند :((خبرنگار «بازتاب» در پايان ضمن هشدار به كاربران در اينترنت در مورد عضويت در اين سايت افزود: مسلما گردانندان اين سايت، از اطلاعات ارسال شده توسط اعضا در عرصه فرار مغزها و موارد اطلاعاتي و امنيتي در راستاي منافع ملي خودشان استفاده ميكنند. البته ميتوان با ارايه اطلاعات نادرست به اين سايت در زمان ثبت نام، هم از امكانات آن استفاده كرد و هم از بهرهبرداري از اطلاعات جلوگيري كرد.
ماجراي بازيهاي موسوم به «پنتاگونو» که سرانجام با دخالت دولت ممنوع شد، مربوط به گذشته دوري نيست...))
درباره اين مقاله روي چند نكته مهم تاكيد مي كنم :
۱- اولا مشخص نيست كه هدف نويسنده مقاله فوق از يادآوري [a href=http://www.behrooznp.com/sh_social/N23_FanoosJadoo.htm]پروژه Carnivor[/a] و مقايسه غير منتظره آن با شبكه دوستيابي اوركات چه بود است. اين مقايسه در شرايطي صورت مي گيرد كه دولت جمهوري اسلامي نيز در [a href=http://iraninstitute.com/iran/1383/830317/social.htm#s334083]اقدامي مشابه[/a] و با وجود اعتراض كاربران ايراني قصد دارد ISP هاي ايراني را وادار به ثبت و ضبط آدرس سايتهايي كند كه هر كاربر ايراني در طول شبانه روز به آنها مراجعه مي كند(هرچند ماهيت اقدام اف بي آي و اهداف آنان از شنود روي مبادلات اينترنتي کاربران آمريکايي بسيار متفاوت از مورد مشابه ايراني آن است). آيا نويسنده اين مقاله قصد داشته توجيهي براي دفاع از اين برنامه دولت جمهوري اسلامي فراهم كند؟ در اينصورت چرا سعي شده از طريق اين مقايسه عجيب و غير منتظره با شبكه اوركات ، جنبه منفي به كاركرد اين شبكه بدهد؟ بالاخره اوركات خوب است يا بد؟ Carnivor خوب است يا بد؟ چه كساني حريم خصوصي مردم را تهديد مي كنند؟
۲- اينكه گفته شود فعاليتهاي شبكه اوركات ممكن است ناقض حريم خصوصي مردم و مثلا ايرانيان باشد حرف درستي است و اين بحث كماكان در محافل صنعتي و حقوقي دنيا جريان دارد تا بالاخره مشخص شود چه اهدافي پشت سياست هاي جديد شركت گوگل در گردش اطلاعات اينترنتي وجود دارد. اما نكته مهم اينست كه بدانيم مدافع حريم خصوصي كاربران ايراني چه كساني هستند و چه سابقه اي در دفاع از اين حريم داشته اند. آيا براستي بايد ادعاي دفاع از حريم خصوصي شهروندان ايراني را از سوي گردانندگان سايت بازتاب باور كنيم؟
جالب است كه اين بحث شايد تصادفا در شرايطي مطرح مي شود كه هيئت دولت در اقدامي جداگانه طرح [a href=http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/06/040608_bt-jb-iran-privacy.shtml]حمايت از حريم خصوصي مردم[/a] را به تصويب رسانده است. اين وضعيت ممكن است بر ابهامات موجود بيفزايد. براسي در شرايط كنوني ، دولت و در سطحي بالاتر ، حاكميت ، مدافع حريم خصوصي افراد است يا معترض به آن؟ و مجموعه اقدامات ضد و نقيض دولت در اين زمينه را بايد چگونه تفسير كرد و مطلب سايت بازتاب در كجاي اين تحليل قرار مي گيرد؟
۳- مقايسه شبكه اوركات با ماجراي پنتاگونو كه ماهيت بكلي متفاوتي داشت و متكي بر انگيزه هاي اقتصادي افراد بود با يك شبكه دوست يابي كه صرفا شكلي از روابط اجتماعي را سامان مي دهد ، نه تنها غلط است ، بلكه جاي سوال فراوان دارد. اتفاقا بايد تاكيد كرد كه اين اقدام نويسنده و گردانندگان سايت بازتاب است كه كاملا مشكوك است و نه برپا شدن شبكه اوركات ، به چند دليل :
اولا ) سوال اينست كه در شرايطي كه اين شبكه اولين شبكه از اين دست نيست و قبلا شبكه هاي مشابهي همچون Yahoo Groups و ICQ Community براي دوستيابي وجود داشته اند ، چرا ناگهان اين شبكه به طور خاص براي نويسنده مطلب مذكور اهميت پيدا كرده است؟ آيا او از وجود دهها شبكه مشابه اين شبكه خبر نداشته است؟
ثانيا ) بر چه اساسي نويسنده مطلب مذكور ادعا كرده است كه اين شبكه اهدافي همچون خروج نخبگان ايراني را دنبال مي كند؟ نويسنده بازتاب چه سازوكاري در شبكه اوركات پيدا كرده است كه مويد خروج سازمان يافته نخبگان و به دام انداختن آنان باشد؟ چگونه ممكن است در شرايطي كه خود نويسنده مقاله مذكور اعتراف مي كند ورود به اين شبكه تنها به واسطه دعوت يك دوست ممكن است ، تهديدهاي بالقوه خطرناكي براي بدام افتادن افراد در آن شبكه وجود داشته باشد؟ آيا اين توهين به اعضاي ايراني شبكه اوركات نيست كه يك نويسنده ادعا كند كه گروهي توطئه گر و مشكوك در آن شبكه مشغول به دام انداختن و اغفال جوانان و نخبگان ايراني هستند؟ آيا شما معنايي به جز اين از تحليل نويسنده مقاله مذكور برداشت مي كنيد؟
رابعا ) يادآوري نويسنده مقاله از ماجراي دخالت دولت در مساله پنتاگونو مشكوك به نظر مي رسد. اينطور برداشت مي كنم كه گردانندگان سايت بازتاب از طريق اين مقايسه و يادآوري دخالت دولت در آن ماجرا قصد دارند به دولت (يا حاكميت) كد بدهند كه : ((بيا دخالت كن ! بيا بساطش را جمع كن ! اوضاع مشكوك است !))
--------------
در مجموع ، ارزيابي من از مقاله مذكور اينست كه اين مطلب مطلبي است كاملا مقشوش كه با اطلاعاتي گاه گمراه كننده و بي قواره همراه است و قصد دارد با به هم چسباندن وقايع و رويدادهاي بي ربطي چون Carnivor ، خروج نخبگان ، پنتاگونو و حريم خصوصي كاربران ايراني ، به نوعي صحنه سازي جعلي بپردازد. نام خلاصه اين نوع اظهارات هوچي گري است. من نميدانم آيا واقعا پشت اين حرف ها يك ذهن و قلب دلسوز براي جوانان ايراني وجود داشته است كه صادقانه مي خواسته هشدار بدهد يا اينكه خود اين مقاله و انتشار آن بخشي از يك تحرك اطلاعاتي عليه جامعه مجازي اوركات است؟
من اميدوارم كه نويسنده مطلب فوق و گردانندگان سايت بازتاب با حسن نيت دست به انتشار اين مطلب زده باشند ولي براي آگاهي افكار عمومي يك نكته مهم را تذكر مي دهم و اين يادداشت را به پايان ميبرم:
مطرح كردن يك شبكه دوست يابي اينترنتي در يك رسانه سياسي (آنهم بازتاب و با آن سوابقش) و دادن رنگ و لعاب آنچناني امنيتي و بازتوليد تئوري توطئه درباره يك چنين محيط اجتماعي بي غل و قشي مي تواند به اين دليل باشد كه تئوريسن هايي از جنس راهبران سايت بازتاب نگرانند ، محافل و تجمعات اجتماعي مستقلي به دور از دخالت دولت جمهوري اسلامي و تاييد آن شكل بگيرد و رشد كند. من از همينجا خدمت اين تئوريسين هاي محترم عرض ميكنم كه اولا مطمئن باشيد كه اين سايت و سايتهاي مشابه آن به دلايل متعددي كه مجال توضيح آنها در اين يادداشت نيست داراي قابليت هاي لازم براي تبديل شدن به يك كانون توطئه عليه جامعه ايراني (ولو به شكل فرار مغزها) نيست و اين وصله هاي آبكي به چنين سايتهايي نمي چسبد. البته كارهاي شركت گوگل مشكوك هست اما اين ((مشكوكيت )) نه از جنس شك و ترديدهاي شما كه دنبال بازتوليد تئوري توطئه هستيد ، بلكه از جنس ((حقوق بشر و اهميت حفظ حريم خصوصي شهروندان به طور كلي)) است. در ديدگاه اخير حريم خصوصي مردم بايد حتي از نگاه دولت هم پنهان باشد و خواهيم ديد كه سرانجام لايحه حفظ حريم خصوصي كه به مجلس ارائه شده از يك سو و ماجراي تلاش براي ثبت اطلاعات خصوصي كاربران در ISP ها از سوي ديگر به كجا خواهد كشيد. ثانيا دوران تعيين تكليف براي مردم از سوي سياستمداران كه به كجا بروند و عضو كدام كلوپ و باشگاه مجازي و واقعي شوند و از كدام كانون و تشكل پرهيز كنند گذشته است. شبكه هاي دوستيابي را به حال خود رها كنيد و فضاي آنها را با انگاره هاي سياسي و گامهاي امنيتي خود نيالاييد. اگر خيلي دلتان براي فرار مغزها مي سوزد به اين پرسش پاسخ دهيد كه چه كسي وظيفه دارد از قشر دانشجو و فرهيخته به خاطر رنجي كه بر آنان ميرود و تحقيري كه ميبينند دلجويي كند؟
تكميل :
مطمئنا اگر هم فرضيه سايت بازتاب را درباره انگيزه هاي اف بي آي درباره جمع آوري اطلاعات از رفتار كاربران اينترنت براي استفاده در جهت امنيت ملي آمريكا و مبارزه با القاعده و مانند اينها باور كنيم ، نه القاعده آنقدر احمق است كه از اوركات براي تبادل اطلاعات تروريستي استفاده كند و نه اف بي آي اينقدر خنگ است كه فكر كند ممكن است القاعده از يك شبكه دوستيابي مانند اوركات براي مبادلات خود استفاده كند چون مناسبات در اين شبكه آنقدر تابلو است كه هيچ رفتاري پنهان نمي ماند. اگر دشمنان آمريكا بخواهند از اينترنت براي مبادلات خود استفاده كنند ، چرا حالا اوركات را انتخاب كنند؟ انتخاب از اين بهتر وجود ندارد ؟! مي خواهم بگويم حتي اين فرضيه نويسنده مقاله فوق نيز پايه سستي دارد.
اولین امتياز دهنده به این مطلب باشید
- Currently 0/5 Stars.
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5