نامه کوتاهي داشتم از يک بازديدکننده که چنين برايم نوشته بود:
با عرض سلام
اينجانب دانشجوي سال اول رشته کامپيوتر هستم
و علاقه مند به پيش گرفتن يک زمينه کاري که در پيشرفت و اينده کاري من مناسب باشد ومربوط به رشته خودم باشد لطفا من را راهنمايي کنيد ... چه کاري را از الان در پيش بگيرم که در آينده به هدف خودم برسم. خيلي ممنون
چون فکر کردم اين سوال ممکن است سوال خيليهاي ديگر هم باشد آن را در اينجا مطرح ميکنم و اميدوارم بتوانم چند کلمه مفيد به اين بازديدکننده گرامي بگويم. البته من واقعا خودم آنقدرها هم در رشته کامپيوتر حرفهاي نيستم که بخواهم ديگران را نصيحت کنم. درواقع کمي خجالت مي کشم که در چهره يک اندرزگو ظاهر شوم ولي چون خودم زماني دانشجو بودم ميفهمم که اين دانشجوي گرامي چه احساسي دارد. براي من واقعا افتخار است که حتي يک دانشجوي سال اول من را شايسته چند کلمه اندرزگويي بداند ولي در عين حال اين باعث بسي تاسف و مايه سرافکندگي نهاد ((دانشگاه)) است که قادر نيست نقش راهبردي خود را در هدايت علمي نسل جوان ايفا کند. نه اينکه فکر کنيد همين يک نمونه است. من که بخشي از فعاليت نويسندگي خودم را همراه با يکي از نشريات کامپيوتري معتبر ايران تجربه ميکنم هر ماه فيدبکهايي اين چنيني از خوانندگان مجله دريافت ميکنم که از شخصيت حقوقي مجله مدد ميجويند و راهنمايي ميخواهند. پرسش اين جوان به طور غير مستقيم درست بودن نظريه من که در چند يادداشت قبل تحت عنوان ((رسالت اصلي نشريات کامپيوتري ايران در شرايط فعلي )) مطرح کردم را نشان ميدهد. به هرحال سخن کوتاه ميکنم تا مجال براي چند سطر جواب به اين دوست گرامي باقي باشد.
دانشجوي گرامي !
من براساس تجربهاي که تا به حال داشتهام ميتوانم چند نوع پاسخ مختلف براي اين سوال شما ارائه کنم. بستگي دارد که شما واقعا دنبال چي هستيد. خودتان را گول نزنيد. با خودتان صادق باشيد. برخي ميآموزند که بعدا آموزگار ديگران باشند. بعضي ميآموزند که به اندوخته علمي خود اضافه کنند و بعضي ديگر ميآموزند تا از آن براي برنده شدن در زندگي استفاده کنند. بايد ببيند آيا شما از آن دست آدمهايي هستيد که راهي جز تبديل شدن به آموزگار کامپيوتر را ندارند يا اينکه تحصيل ميکنيد چون به علم کامپيوتر اصولا عشق ميورزيد. در اين دو صورت من حرفي براي گفتن به شما ندارم چون براي اين کار صالح نيستم ولي اگر ميآموزيد تا راهي به غير از دانشمند کامپيوتر شدن و آموزگار شدن را پيش بگيريد. پاسخ بسيار ساده است : علم کامپيوتر يک علم تکنولوژيک است. کسي که ميخواهد از تحصيل يک علم تکنولوژيک سودي کسب کند در وهله اول بايد با مفهوم صنعت , تکنولوژي و اقتصاد کنار بيايد و در گام بعدي ببيند چه تکنولوژي (يا به زبان ما نويسندههاي آماتور : فناوري) روي بورس است و پول در آن است. با توجه به شرايط کنوني ايران فکر ميکنم اگر رشته شما سختافزار باشد بهترين گزينه براي پيشرفت شغلي ورود به شاخه ((مهندسي شبکه)) (دانش برپاکردن اتصالات سختافزاري شبکهاي به همراه استانداردها و پروتکلهاي ارتباطي مانند TCP/IP ) است اما اگر رشته يا موضوع مورد علاقه شما نرمافزار است بهتر است که مانند بنده روي موضوعاتي مانند ((برنامه نويسي تحت وب و اينترنت)) , ((طراحي و برنامه نويسي بانکهاي اطلاعاتي)) و (( تجارت و کسبوکار الکترونيک)) تمرکز کنيد. درواقع اگر خوب دقت کنيد اين چهار شاخه که نام بردم همگي از جمله علوم ((مهندسي سطح کاربرد فناوري اطلاعات)) يا Application Level Engineering هستند. زياد گول دروس دانشگاهي را نخوريد. علومي مانند ساختمان و نحوه عملکرد ريزپردازنده (ميکروپروسسور) به هيچ وجه در ايران به درد نميخورند. آموختن اين دروس تنها زماني مفيدند که بخواهيد به خارج سفر کنيد و مثلا روياي استخدام شدن در شرکتي مانند اينتل و ايامدي را داشته باشيد. تمرکز روي علوم System Level Engineering مثل ميکروپروسسور يا حتي زبان اسمبلي واقعا بيهوده است. ايران به مهندسيني نياز دارد که بتوانند ابزارهاي ساخت کشورهاي پيشرفته را بکار بگيرد , نصب کند و سرپا نگه دارد. موفق باشيد.
اولین امتياز دهنده به این مطلب باشید
- Currently 0/5 Stars.
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5